السيد موسى الشبيري الزنجاني
5991
كتاب النكاح ( فارسى )
است كه كسانى مثل ابن عباس آيه را اين طور قرائت مىكردهاند و در روايات ما هم هست . اگر قرائت صحيح آيه همين باشد ، مسأله روشن است و معلوم مىشود كه حليت متعه در خود قرآن تشريع شده است . البته در بعضى از روايات ما اين اضافه يعنى « إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى » * وجود ندارد و جمع بين اين دو دسته روايت مىتواند اين باشد كه چون قرائت مشهور فاقد اين اضافه بوده ، ائمه عليهم السلام در مقام احتجاج خواستهاند مطابق قرائت مشهور صحبت كنند و مشروعيت متعه را استفاده كنند . اما اگر قرائت مشهور صحيح باشد ، آقايان گفتهاند كه حتى بنابراين قرائت ، مشروعيت متعه از آيه استفاده مىشود چون هر چند استمتاع در لغت به معنى التذاذ است ولى در اصطلاح شرع در معناى متعه حقيقت شرعيه شده است مثل صلاة و زكات كه حقيقت شرعيه شدهاند . اما اين استدلال خيلى قانعكننده نيست . شواهد ديگرى آوردهاند بر اينكه استمتاع در قرآن به معنى التذاذ نيست بلكه به معنى عقد متعه است . سيد مرتضى اين طور استدلال مىكند كه آيه قرآن اعطاى اجرت را منوط به استمتاع كرده است با اينكه به اتفاق همه مسلمين اگر دخول محقق شود هر چند هيچ التذاذى حاصل نشود ، بايد مهريه زن پرداخت شود ، لذا اگر استمتاع به معناى التذاذ باشد ( تا در نتيجه آيه ناظر به نكاح دائم باشد ) معناى آيه درست در نمىآيد ، بنابراين بايد استمتاع را به معنى عقد متعه بگيريم تا معناى آيه درست شود ، چون در عقد متعه همين كه عقد محقق شد ، وجوب اعطاى مهر مترتب مىشود . تكميل فرمايش سيد مرتضى توسط استاد مد ظله : در تأييد استدلال به آيه يك شاهد همين است كه سيد مرتضى فرموده كه بلااشكال آنچه موجب استقرار مهريه در عقد دائم مىشود وطى و دخول است نه استمتاع و التذاذ و نسبت بين اين دو عموم و خصوص من وجه است .